بر کنده تمام درختان جنگلی نام تو را با ناخن بر کندم اکنون تو را تمام درختان با نام می شناسند. نام تو را بر گرده ی گور و گوزن
با ناخن پلنگان بنوشتم
اکنون تو را تمام گوزنان کوهها
اکنون تو را تمام پلنگان زرد موی
با نام می شناسند.
دیگر
نام تو را تمام درختان
گاه بهار زمزمه خواهند کرد
و مرغهای خوشخوان
صبح بهار نام تو را
به جوجه های کوچک خود
یاد خواهند کرد.
ای بی خیال مانده زمن
ای دوست!
دیگرتو را زمین و زمان
از برکت جنون نجیب من
با نام می شناسند.
ای آهوی رزمنده ی صحرای خاطره
در واپسین غروب بهار
نام مرا به خاطر بسپار.
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 23:46 توسط unknown
|
