سلام به دوستای گلم نماز و روزه هاتون قبول من امروز رفتم دندون عقلامو جراحی کردم خیلی درد می کنه آخه هر چهارتاشو با هم جراحی کردم فعلآ نه می تونم حرف بزنم نه می تونم روزه بگیرم سر افطار منم دعا کنید این متن رو هم تقدیم می کنم به همه ی دوستای گلم تو را با اشک و خون از سینه راندم آخر هم که تا در جام قلب دیگری ریزی شراب آرزوها را به زلف دیگری آویزی آن گلهای صحرا را مگو با من مگو دیگر مگو از هستی و مستی من آن خودرو گیاه وحشی صحرای اندوهم که گلهای نگاه و خنده هایم رنگ غم دارد مرا از سینه بیرون کن ببر از خاطر آشفته نامم را بزن بر سنگ جامم را مرا بشکن مرا بشکن! کنون کز من بجا مشت پری در آشیان مانده و آهی زیر سقف آسمان مانده بیا آتش بزن این آشیان را این بال و پرها را رها کن این دل غمگین و تنها را تو را راندم که دست دیگری بنیان کند روزی بنای عشق و امیدت" شود امید جاویدت تو را راندم ولی هرگز مگو با من که اصلا معنی عشق و محبت را نمی دانی که در چشمان تو نقش غم و دردت نمی خوانم تو را راندم ولی آن لحظه گویی آسمان می مرد! جهان تاریک می شد کهکشان می مرد! درون سینه ام دل ناله می زد باز کن از پای زنجیرم که بگریزم به دامانش بیاویزم به او با اشک و خون گویم مرو من بی تو می میرم ولی من در میان های های گریه خندیدم که تو هرگز ندانی بی تو یک تک شاخه ی عریان پاییزم دگر از غصه لبزیزم و اینک دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 22:22 توسط بهاره
|
