تبليغاتX
غمخوار

 

سلام به همه ی دوستای عزیزم که در این مدت با حضور گرمتون این وب رو

نورانی کردید.

این شعر رو تقدیم می کنم به همه ی شما دوستان

صبر:

 صبر

عزیزم یادت هست اولین بار که دیدمت؟!

ما سر کوچه ی تردید به هم پیوستیم

رفته رفته گل باور وا شد

افق هم فکریمان پیدا شد

از فشار تب و تاریکی شب دور شدیم

یک دل و جور شدیم

لحظه های من و تو در تپش خاطره ها می گذرد

گفته هامان همه پر رنگ وجلاست

روز هامان شیرین است

ابر امید به دشت دل ما

بارش گرم محبت دارد

نم نمک می بارد

سبدی از گل بابونه و احساس

روی میز دل ما جادارد

ما به هم نزدیکیم

گرچه از هم دوریم!

دست تقدیر چنین می خواهد

آسمان پر ابر است

چاره اش با صبر است.

 

+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 9:9 توسط unknown |